بخش ها

سخنان بزرگان(1)
اخبار فیلم و سریال(3)
عکس سریالهای کره ای(1)
شعرهای عاشقانه(25)
شاعران معاصر ایران(7)
حکم علما و روحانیون(3)
حجاب در ایادین(3)
دانستنیهای ازدواج(38)
دانستنیهای جنسی(13)
بیماریهای جنسی(10)
مادران(4)
رایانه و اینترنت(6)
تجارت الکترونیک(3)
طراحی سایت(3)
پناهندگی و اقامت(1)

لینک های روز

جستجو

آرشیو

هفته دوم آذر 1388

همه آرشیوها

مطالب اخیر

شعرهای عاشقانه 4
جملات عاشقانه
نازنینـــــــــــــــــــم !
چکه های خاطره 3
چکه های خاطره 2
چکه های خاطره
جملات عاشقانه ... 2
جملات عاشقانه ...

لیست آخرین پستها

خروجی مطالب

RSS   Atom

بزرگترین مرکز دانلود رایگان


پروانه فتاحی طاری


زمزمه ی صبح

سپیده دمید
 پنجره ای رو به آسمان باز شد
 شاخه های نور از زمین رویید
 چشمه جوشید
 آهو بچه ای رقصید
غنچه خندید و گل باز شد
درختی شكوفه هایش را دید
 خرگوشی سر از خواب برداشت
زاغچه ای از روی دیوار
 اولین بار پرید
 كوه ، هاله ی خورشید را دید
 رود ، زمزمه ی صبح را شنید
ماهی رود با شور و شوق
 نغمه ی هستی را سرود 



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 10:39 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

بهمن قره داغی 2


سهم صداقتم

سی سالِ سیاه را پسِ پشت سپرده ام وُ
هیچ گاه
حدودِ حرمتٍ هیچ كس را
حتا وقتی كه نتوانسته ام
تاوان تبسم های تكیده را دلیلی بیابم
پایی دراز نداشته ام
به خیانت
حتا به خیال .
همواره با هر كسی كه دستی به «یا علی» بخشیده ام
آشنای همیشه مانده ام
كه از پلشتی زاده نگشته‌ام
تاتوان تحملش را در من
كسی به جست و جو بنشیند
من از دوست داشتن
تنها و تنها
سهم صداقتم را می خواستم
همین. 



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 10:19 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

بهمن قره داغی


گمان گیلاس و دهانی گس

بوی عبور

ـ روز شما هم پر از روزنه
ما ندیده ایم در كوچه هیچ زنی با دامنی پر از انار و روسری زرد .
هیچ زنی با آفتابی در بغل.
هیچ زنی بازنبیلی زندگی.
ما ندیده ایم…



ـ اما این كوچه هنوز بوی عبور می دهد .
ـ خیالاتی شده ای آقا
از وقتی طعم “حلبچه ” در این شهر نشست
ما تنها بازی بچه هایمان را به خواب این كوچه خیس می بینیم
ما تنها …

برو آقا برو
شب شما پر از فرشته
خدا صبرتان دهد!



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 10:10 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

اسماعیل خویی


بر بام گردباد

در راه

آنچه من می بینم
ماندن دریاست ،
رستن وازنورستن باغ است ،
کشتن شب به سوی روز است ،
گذرا بودن موج وگل و شبنم نیست .
گرچه ما می گذریم ،
راه می ماند .
غم نیست .



دی ماه 1345- تهران



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 09:57 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

اردلان سرفراز


ترانه ی آغاز

در من هزار حرف نگفته
هزار درد نهفته
 هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند
در من هزار آهوی تشنه
در خشكسال دشت پریشانند
در من پرندگان مهاجر
ترانه های سفر را
 در باغ های سوخته می خوانند
با من كه در بهار خزانم قصه های فراوانی ست
با من كه زخم های فراوانی
بر گرده ام به طعنه دهان باز كرده اند
هر قصه یك ترانه
هر ترانه خاطره ای دیگر
هر عشق یك ترانه ی بیدار است
در خامشی حضورم ، حرف مرا بفهم
یا برای عشق ، زبانی تازه پیدا كن
تا درد مشترك
زبان مشتركمان باشد
حرف مرا بفهم و مرابشنو
این من نه ،‌ آن من دیگر
آنكس كه پنجره ی چشم های من او را
 كهنه ترین قاب است
از پشت پنجره ی زندان
حرف مرا بفهم
كه فریاد تمامی زندانیان
در تمامی اعصار است
در گیر و دار قتل عام كبوترها
در سوگ شاخه های تكه تكه ی زیتون
وقتی كه از دل جوان ترین جوانه های عاشق باغ ماه
بر مسلخ همیشگی انسان
در لحظه ی شكفتن فریاد
باران سرخی از ستاره سرازیر است
آن سان كه هر ستاره دلیل شرمساری خورشید های بسیاری
از برآمدنشان است
تو گریه می كنی
از عمق آشنای جنگل چشمانت
از عمق جنگلی كه در آن پاییز ، در غروب به بغض نشسته
باران بی دریغ اشك تو می بارد
تا عطر خیس جنگل پاییز
در من هوای گریه برانگیزد
آنگاه از چشم ذهن من
شعری بسان گریه فرو ریزد
من شعر می نویسم
 تو با ترانه های عاشق من ، عاشق
تو با ترانه های تشنه ی من دریا
بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی
تو گریه می كنی
تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه كرده
یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تكرار می كنی
یا با ترانآهای من بر لب
به رویا رویی جلادان به مسلخ خویش می شتابی
یعنی كه با منی
دیروز
امروز
تا هنوز و همیشه
آیا زبان متشرك این نیست ؟
آن زبان تازه كه می گفتم ؟
آیا زبان مشترك این نیست ؟



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 09:50 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

احمدرضا احمدی 2


نه

حاشا و ابدا
 كه مرا دلگیری
 از آسمان نیست
 این سرشت ابر است كه ببارد
 اگر نبارد
 مرا راستی ادامه ی عمر چگونه است
ابر نمی بارد
عمر ادامه دارد
و مرا غزلی به یاد مانده است
 كه برای تو بخوانم
 ایستاده بودم كه بهار شد
 و غزل را بیاد آوردم
خواندم
 تو مرده بودی
 حاشا و ابدا
كه نه تو را بیاد دارم
 غزل را بیاد دارم
 ابیاتش شباهت به قصیده دارد




ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 09:50 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]

احمدرضا احمدی


در كمین اندوه هستم
 بانو
مرا دریاب
 به خانه ببر
 گلی را فراموش كرده ام
 كه بر چهره اممی تابید
زخم های من دهان گشوده اند
 همه ی روزگار پر.ازم
 اندوه بود
بانو مرا
قطره قطره دریاب
 در این خانه
جای سخن نیست
زبا بستم
عمری گذشت
 مرا از این خانه
به باغ ببر
 سرنوشت من
 به بدگمانی
 به خوناب دل
خاموشی لب
 اشك های من بسته
 بر صورت من است
 هیچكس یورش دل را
در خانه ندید
 بانو
من به خانه آمدم
و دیدم
 كه عشق چگونه
 فرو می ریزد
و قلب در اوج
رها می شود
 و بر كف باغچه می ریزد
 بانو مرا دریاب
ما شب چراغ نبودیم
ما در شب باختیم


ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در سه شنبه 10 آذر 1388 و ساعت 09:39 ق.ظ مرتبط با شاعران معاصر ایران | لینک | نظرات ]



امار سایت

 
 


آمار
اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

مدیر سایت:

مهدی حسینی

لینکستان

بزرگترین مرکز دانلود
بهترین سریالهای دنیا
سینما کره
محصولات زناشویی

همه لینکها

/html>