سینما کره tag:http://cinemakorea.mihanblog.com 2019-10-17T20:11:20+01:00 mihanblog.com شعرهای عاشقانه 4 2009-12-02T21:08:52+01:00 2009-12-02T21:08:52+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/132 مهدی حسینی زیبایی اش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخیر کرد... آنقدر زیبا بود که دلم نمی خواست حتی لحظه ای چشم از چشم هایش بردارم... چشم هایش آیینه زندگی بود... سرشار از صداقت و یکرنگی... احساس می کردم که او لیاقت به دست آوردن همه چیز را دارد... احساس می کردم تمام دنیا و کائنات فقط به خاطر او در حال گردش و تکاپو هستند.... روح بزرگ و خدایی اش آنقدر زیبا و خواستنی بود که نه تنها من، بلکه همه اطرافیان را به سوی خویش جذب می کرد... فقط کافی بود لبخند بزند... زیبایی اش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخیر کرد...

آنقدر زیبا بود که دلم نمی خواست حتی لحظه ای چشم از چشم هایش بردارم...

چشم هایش آیینه زندگی بود...

سرشار از صداقت و یکرنگی...

احساس می کردم که او لیاقت به دست آوردن همه چیز را دارد...

احساس می کردم تمام دنیا و کائنات فقط به خاطر او در حال

گردش و تکاپو هستند....

روح بزرگ و خدایی اش آنقدر زیبا و خواستنی بود که نه تنها من،

بلکه همه اطرافیان را به سوی خویش جذب می کرد...

فقط کافی بود لبخند بزند...

]]>
جملات عاشقانه 2009-12-02T21:07:40+01:00 2009-12-02T21:07:40+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/131 مهدی حسینی روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت من بی سوادم ********************************************* عشقی كه با پر مرغی بدست آید با ساقه ی كاهی از دست می رود ********************************************* می رسد روزی كه بی من روزها رو سر كنی می رسد روزی كه مرگ رو باور كنی می رسد كه تنها در كنار قبر من شعر های كهنه ام رامو به مو از بر كنی ********************************************* هرگز نمی گیرد كسی در قلب من جای تو را هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را خورشید عش روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی سوادم

*********************************************

عشقی كه با پر مرغی بدست آید با ساقه ی كاهی از دست می رود

*********************************************

می رسد روزی كه بی من روزها رو سر كنی
می رسد روزی كه مرگ رو باور كنی
می رسد كه تنها در كنار قبر من شعر های كهنه ام رامو به مو از بر كنی

*********************************************

هرگز نمی گیرد كسی در قلب من جای تو را
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
خورشید عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپای
در كوی راه زندگی روشن كند راه مرا

*********************************************

اگر رفتم تو یادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در این دنیا، به مهر خود تو شادم کن ]]>
نازنینـــــــــــــــــــم ! 2009-12-02T21:06:55+01:00 2009-12-02T21:06:55+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/130 مهدی حسینی نازنینـــــــــــــــــــم !بی تو اینجا نا تمام افتاده ام پخته ای بودم که خام افتاده امگفته بودی تا که عاقلتر شومآه ، می خواهی مگر کافر شوممن سری دارم که می خواهد کمندحالتی دارم که محتاجم به بندکاشکی در گردنم زنجیر بودکاشکی دست تو دامنگیربودعقل ما سرمایه دردسر است من جهان را زیر وبالا کرده امعشق خود را در تــــــو پیدا کرده اممن دگر از هر چه جز دل خسته امعهد یاری با دل دل بسته امبر لب تو خنده مجنونی امخنده تو رنگی از دلخونیم    ÷÷÷÷÷÷÷÷÷باز هم با نام تو. افسا نه اى گلریز شدباز هم در سینه ام عش نازنینـــــــــــــــــــم !

بی تو اینجا نا تمام افتاده ام 

پخته ای بودم که خام افتاده ام

گفته بودی تا که عاقلتر شوم

آه ، می خواهی مگر کافر شوم

من سری دارم که می خواهد کمند

حالتی دارم که محتاجم به بند

کاشکی در گردنم زنجیر بود

کاشکی دست تو دامنگیربود

عقل ما سرمایه دردسر است

 

من جهان را زیر وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پیدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد یاری با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنونی ام

خنده تو رنگی از دلخونیم   
 ÷÷÷÷÷÷÷÷÷

باز هم با نام تو. افسا نه اى گلریز شد

باز هم در سینه ام عشق تو شور انگیز شد

باز هم همراه بوى میخك و محبو به

خاطراتم پر كشد با یاد تو در كوچه ها

باز هم وقتى نگاهت گیرد از من فاصله

دیده ام مى بارد اما نم نم و بى‌حوصله

باز قلب پنجره بر روى‌من وا مى شود

باز هم پروانه اى در باغ پیدا مى شود

ز هم لاى‌كتابم مى‌نهم یك شاخه یاس

مى‌كنم بهر پیامى قاصدك را التماس

باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگیر مى‌شو

باز هم با یاد تو سر شار رویا مى‌شوم

]]>
چکه های خاطره 3 2009-12-02T21:05:29+01:00 2009-12-02T21:05:29+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/129 مهدی حسینی به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند هیچ زمان دل به کسی نبند ...... چون این دنیا این قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ..... ولی اگر دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه ... که دیگه پیداش نمیکنی به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود

بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند

هیچ زمان دل به کسی نبند ...... چون این دنیا این قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ..... ولی اگر دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه ... که دیگه پیداش نمیکنی

]]>
چکه های خاطره 2 2009-12-02T21:02:41+01:00 2009-12-02T21:02:41+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/128 مهدی حسینی  کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ..... بدان که از اول قسمت تو نبوده است   دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن ت  کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ..... بدان که از اول قسمت تو نبوده است

 

دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری

من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

]]>
چکه های خاطره 2009-12-02T21:01:40+01:00 2009-12-02T21:01:40+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/127 مهدی حسینی از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را... دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را ا از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر

بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.

]]>
جملات عاشقانه ... 2 2009-12-02T20:57:56+01:00 2009-12-02T20:57:56+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/126 مهدی حسینی پنجره ای كه پرواز گنجشكان را از پشت آن تماشا كنم و خوشبختی مردمان را و گذر فصلها را. در كوچه ما خانه ها را بی پنجره می سازند. نترس.پیش برو.ادامه بده.آنها همواره در کنار تو خواهند بود.لحظه به لحظه،ثانیه به ثانیه آنها تو را زیر نظر دارند.آنها ازهمه مهربانترند،دلسوزترند،..... هرگاه احساس ترس و لغزش کردی دستت را در دست آنها بگذار و مصمم قدم بردار و آن سه پشتیبان تو هستند: ۱.خدا که از همه دلسوزتر است و همانند مادری که فرزندشرا راهی امتحانی سخت می کند نگران توست.پس تنهایت نم

پنجره ای كه پرواز گنجشكان را از پشت آن تماشا كنم 
و خوشبختی مردمان را و گذر فصلها را.
در كوچه ما خانه ها را بی پنجره می سازند.


نترس.پیش برو.ادامه بده.آنها همواره در کنار تو خواهند بود.
لحظه به لحظه،ثانیه به ثانیه آنها تو را زیر نظر دارند.آنها ازهمه
مهربانترند،دلسوزترند،.....
هرگاه احساس ترس و لغزش کردی دستت را در دست آنها
بگذار و مصمم قدم بردار و آن سه پشتیبان تو هستند:
۱.خدا که از همه دلسوزتر است و همانند مادری که فرزندش
را راهی امتحانی سخت می کند نگران توست.پس تنهایت
نمی گذارد و در کنارت می ماند همیشه و هرجا و هر لحظه.
۲.مادر که هرچه بگویم کم گفته ام او که با زیباترین کلمات به
تو اعتماد به نفس می دهد و اینگونه تو را یاری می کند.
۳.پدر که همچون کوه در پشتت ایستاده و به تو این اطمینان
را می دهد که قدم هایت را محکم تر برداری
]]>
جملات عاشقانه ... 2009-12-02T20:54:54+01:00 2009-12-02T20:54:54+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/125 مهدی حسینی ... هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشک های تو نمی شود... تنها دوراه برای مواجهه با مشکلات وجود دارد : یا آنها را عوض کنید و یا شیوه نگریستن به آنها را تغییر دهید ....  دیگران را دوست بدارید،منتظر نباشید آنها شما را دوست بدارند.. شادمان شدن آسان است اما شادمان ماندن دشوار...  نباید دنبال خوشبختی بود باید آن را اتفاقی در راه پیدا کرد... نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دی
... 
هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشک های تو نمی شود...
تنها دوراه برای مواجهه با مشکلات وجود دارد : یا آنها را عوض کنید و یا شیوه نگریستن به آنها را تغییر دهید .... 
دیگران را دوست بدارید،منتظر نباشید آنها شما را دوست بدارند..
شادمان شدن آسان است اما شادمان ماندن دشوار... 
نباید دنبال خوشبختی بود باید آن را اتفاقی در راه پیدا کرد...


نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود 
بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود
بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود 
بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود
وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود

]]>
ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می انذیشم 2009-12-02T20:49:01+01:00 2009-12-02T20:49:01+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/124 مهدی حسینی ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم . می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشماتو میبندی؟ یا وقتی گریه کنی چشما تو میبندی؟ حتی بخوای کسی روببوسی چشماترو می بندی؟ چون قشنگترین چیزهای این دنیا قابل دیدن نیست  بگذار ابریترین شعرهایم را با غریب ترین لهجه بخوانماین عادت من است كه هر غروب بر ایوان دلتنگیم می نشینم  و خویش را مرور می كنم.... شبهای زمستانی قلبم را چراغی  نیست و ظلمت روحم را،روشنایی ودر انزوای  تنهائیم كور سوی  امید را ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم .

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشماتو میبندی؟ یا وقتی گریه کنی چشما تو میبندی؟ حتی بخوای کسی روببوسی چشماترو می بندی؟ چون قشنگترین چیزهای این دنیا قابل دیدن نیست

 بگذار ابریترین شعرهایم را با غریب ترین لهجه بخوانم
این عادت من است كه هر غروب بر ایوان دلتنگیم می نشینم 
و خویش را مرور می كنم....

شبهای زمستانی قلبم را چراغی  نیست و ظلمت روحم را،
روشنایی ودر انزوای  تنهائیم كور سوی  امید را نمی بینم
چه بس شبها كه دلتنگی صورتم  راشسته و خواهد شست
وچه بسیار روزهایی كه بی قرارت بودم ولی ...
غم هجران  لحظه به لحظه به مرگ نز دیكترم خواهد كرد
وهیچ كس راز دلتنگیهایم را نخواهد فهمید وهیچ چیز برلب
نخواهم آوردچرا كه من گر فتار سنگینی سكوتی هستم كه
 گویا قبل از هر فریادی لازم است...

]]>
چشمون من ...3 2009-12-02T20:46:46+01:00 2009-12-02T20:46:46+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/123 مهدی حسینی  جا جایش رد پا بود از خدا ... جاده های مستقیم كربلا دل نمی زد جز برای وصل خود...هر كسی می جست آنجا اصل خودجبهه جایی كه خدا بی هاله بود. .جبهه الحق سرزمین لاله بود جبهه جای ناله بود و زمزمه ......جای ذكر مهدی (عج) و یا فاطمه (س  خوشبختی یعنی هماهنگی باروزگار پس خوشبخت واقعی كسی است كه هیچ موقع پیش آمدهای روزگارخم به ابروی او نیاورد وهمیشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند  آنقدر قوی باش كه بتوانی با روزگار روبرو شوی. آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول كنی كه نمی توانی همه ی كارها را  جا جایش رد پا بود از خدا ... جاده های مستقیم كربلا دل نمی زد جز برای وصل خود...هر كسی می جست آنجا اصل خود

جبهه جایی كه خدا بی هاله بود. .جبهه الحق سرزمین لاله بود جبهه جای ناله بود و زمزمه ......جای ذكر مهدی (عج) و یا فاطمه (س

 خوشبختی یعنی هماهنگی باروزگار پس خوشبخت واقعی كسی است كه هیچ موقع پیش آمدهای روزگارخم به ابروی او نیاورد وهمیشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند

 آنقدر قوی باش كه بتوانی با روزگار روبرو شوی. آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول كنی كه نمی توانی همه ی كارها را به تنهایی انجام دهی . و در مقابل كسانی كه به كمك تو احتیاج دارند بخشنده باش . در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كنی در مورد همه چیز آگاهی نداری . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشی . شادی هایت را با دیگران تقسیم كن . در غم و اندوه دیگران شریك شو . راهنمای افرادی باش كه خود را گم كرده اند .

]]>
چشمون من ... 2 2009-12-02T20:45:00+01:00 2009-12-02T20:45:00+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/122 مهدی حسینی بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی بهونه ی بودن من با رفتنت چی كار كنم بجای خوندن به خدا فقط باید دعا كنم... اگر میشد صدا را دید چه گل هایی. چه گل هایی. كه از باغ صدای تو به هر آواز میشد چید اگر میشد صدا را دید زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توی برنامه صبحگاهی رو به خورشید گفت باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد و كتاب شب پیش را ماه با خودش برد. آی خورشید ، روی این آسمان ، روی تخته سیاه جهان ، با گچ نور بنویس : زیر این گنبد گرد و كور و كبود آدمی زاد هرگز ، بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی بهونه ی بودن من با رفتنت چی كار كنم بجای خوندن به خدا فقط باید دعا كنم...

اگر میشد صدا را دید چه گل هایی. چه گل هایی. كه از باغ صدای تو به هر آواز میشد چید اگر میشد صدا را دید

زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توی برنامه صبحگاهی رو به خورشید گفت باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد و كتاب شب پیش را ماه با خودش برد. آی خورشید ، روی این آسمان ، روی تخته سیاه جهان ، با گچ نور بنویس : زیر این گنبد گرد و كور و كبود آدمی زاد هرگز ، دانش آموز خوبی نبود

دیشب دل دیوانه ی من داشت با من سر جنگی كه مپرس گفتم ای دل، به خدا می دهمت گوشمالی قشنگی كه مپرس دل من حرف به خرجش نرود شده دیوانه ی منگی كه مپرس! می كشد آه به قسمی كه مگو می كند گریه به رنگی كه مپرس

اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعوای پسرا نبود... عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هیچ كدوم نبودیم؟؟؟

میدونی سخت ترین روز چه روزیه ؟؟؟ روزی كه قلبهایی كه در كنار هم برای هم می تپیدن از هم جدا بشن .دلهایی كه محرم هم بودن محرم دل كس دیگری بشن

]]>
چشمون من ... 2009-12-02T20:44:14+01:00 2009-12-02T20:44:14+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/121 مهدی حسینی دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.*برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زند

دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.
*برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش.
*عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن زیر باران نیست، عشق آن است كه یكی برای دیگری چتری شود، و او هیچوقت نداند كه چرا خیس نشده.
مردم این زمونه مثل گل انارند
از دور جلوه دارند از نزدیك بو ندارند

زمان! به من آموخت كه دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست...و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست....هیچ وقت دل به كسی نبند

دنیا را بد ساخته اند......... كسی را كه دوست داری،تورادوست نمی دارد. و كسـی كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما كسی كه تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند. و این رنج است. زندگی یعنی این....(دكترعلی شریعتی)

ای دل حریف این همه ماتم نمی شوی---بیچاره تر منم كه تو آدم نمیشوی----بار فراق دوست اگر بر سرت نهند---چون چوب خشك میشكنی خم نمی شوی---چون شمع سرگداخته ای در تعجبم--با ازدیاد شعله چرا كم نمیشوی---هر شب دعا كنم كه شوی سر به راه تر---آخر چرا اسیر دعایم نمی شوی؟--

]]>
دوست داشتن ... 2009-12-02T20:36:31+01:00 2009-12-02T20:36:31+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/120 مهدی حسینی ای كاش دوست داشتن را تجربه نمی كردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو كند دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد همواره به خاطر بیاور دراوجی معین هرگز ابری وجود ندارد. اگر زندگیت ابری است به این دلیل است كه روحت آنقدر كه باید بالا نرفته است .. بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنارش باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسید هیچ كس لیاقت اشك های تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اش ای كاش دوست داشتن را تجربه نمی كردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو كند دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد

همواره به خاطر بیاور دراوجی معین هرگز ابری وجود ندارد. اگر زندگیت ابری است به این دلیل است كه روحت آنقدر كه باید بالا نرفته است ..

بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنارش باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسید هیچ كس لیاقت اشك های تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشك های تو نمی شود

آدم از بی بصری بندگی آدم كرد................گوهری داشت ولی نذر قباد وجم كرد...... یعنی در خوی غلامی ز سگان پست تر است.........من ندیدم كه سگی پیش سگی سر خم كرد

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یك اندكی تسكین آن گفت تسكینش همه سوز و فناست

نقش كردم رخ زیبای تو بر خانه دل........خانه ویران شدوآن نقش به دیوار بماند

رمز زندگی كردن این است كه در بی امنیتی زندكی كنید. و البته در این گونه زندگی كردن تامین وجود ندارد. یك قطعه سنگ همواره امن است ویك گل همیشه در معرض خطر - ولی سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگی! ولی اگر طوفانی برخیزد گل می افتد وسنگ در جایش باقی می ماند
]]>
دوست دارم ... 2009-12-02T20:34:15+01:00 2009-12-02T20:34:15+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/119 مهدی حسینی آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داریبیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در د آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست

]]>
آرامتر بگذر ... 2009-12-02T20:31:01+01:00 2009-12-02T20:31:01+01:00 tag:http://cinemakorea.mihanblog.com/post/118 مهدی حسینی   ای مسافر !  ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ... و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو . مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...    آرام تر بگذر ...ودا  

ای مسافر !  ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ... و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...
بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو . مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان می آفریند... اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟! باران هنگام طوفان را که می بینی !  آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...
من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ... 
ای پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمی دانی ... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...
از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟


]]>