تبلیغات
سینما کره

بخش ها

سخنان بزرگان(1)
اخبار فیلم و سریال(3)
عکس سریالهای کره ای(1)
شعرهای عاشقانه(25)
شاعران معاصر ایران(7)
حکم علما و روحانیون(3)
حجاب در ایادین(3)
دانستنیهای ازدواج(38)
دانستنیهای جنسی(13)
بیماریهای جنسی(10)
مادران(4)
رایانه و اینترنت(6)
تجارت الکترونیک(3)
طراحی سایت(3)
پناهندگی و اقامت(1)

لینک های روز

جستجو

آرشیو

هفته دوم آذر 1388

همه آرشیوها

مطالب اخیر

شعرهای عاشقانه 4
جملات عاشقانه
نازنینـــــــــــــــــــم !
چکه های خاطره 3
چکه های خاطره 2
چکه های خاطره
جملات عاشقانه ... 2
جملات عاشقانه ...

لیست آخرین پستها

خروجی مطالب

RSS   Atom

بزرگترین مرکز دانلود رایگان


ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می انذیشم


ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم .

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشماتو میبندی؟ یا وقتی گریه کنی چشما تو میبندی؟ حتی بخوای کسی روببوسی چشماترو می بندی؟ چون قشنگترین چیزهای این دنیا قابل دیدن نیست

 بگذار ابریترین شعرهایم را با غریب ترین لهجه بخوانم
این عادت من است كه هر غروب بر ایوان دلتنگیم می نشینم 
و خویش را مرور می كنم....

شبهای زمستانی قلبم را چراغی  نیست و ظلمت روحم را،
روشنایی ودر انزوای  تنهائیم كور سوی  امید را نمی بینم
چه بس شبها كه دلتنگی صورتم  راشسته و خواهد شست
وچه بسیار روزهایی كه بی قرارت بودم ولی ...
غم هجران  لحظه به لحظه به مرگ نز دیكترم خواهد كرد
وهیچ كس راز دلتنگیهایم را نخواهد فهمید وهیچ چیز برلب
نخواهم آوردچرا كه من گر فتار سنگینی سكوتی هستم كه
 گویا قبل از هر فریادی لازم است...



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:19 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

چشمون من ...3


 جا جایش رد پا بود از خدا ... جاده های مستقیم كربلا دل نمی زد جز برای وصل خود...هر كسی می جست آنجا اصل خود

جبهه جایی كه خدا بی هاله بود. .جبهه الحق سرزمین لاله بود جبهه جای ناله بود و زمزمه ......جای ذكر مهدی (عج) و یا فاطمه (س

 خوشبختی یعنی هماهنگی باروزگار پس خوشبخت واقعی كسی است كه هیچ موقع پیش آمدهای روزگارخم به ابروی او نیاورد وهمیشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند

 آنقدر قوی باش كه بتوانی با روزگار روبرو شوی. آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول كنی كه نمی توانی همه ی كارها را به تنهایی انجام دهی . و در مقابل كسانی كه به كمك تو احتیاج دارند بخشنده باش . در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كنی در مورد همه چیز آگاهی نداری . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشی . شادی هایت را با دیگران تقسیم كن . در غم و اندوه دیگران شریك شو . راهنمای افرادی باش كه خود را گم كرده اند .



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:16 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

چشمون من ... 2


بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی بهونه ی بودن من با رفتنت چی كار كنم بجای خوندن به خدا فقط باید دعا كنم...

اگر میشد صدا را دید چه گل هایی. چه گل هایی. كه از باغ صدای تو به هر آواز میشد چید اگر میشد صدا را دید

زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توی برنامه صبحگاهی رو به خورشید گفت باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد و كتاب شب پیش را ماه با خودش برد. آی خورشید ، روی این آسمان ، روی تخته سیاه جهان ، با گچ نور بنویس : زیر این گنبد گرد و كور و كبود آدمی زاد هرگز ، دانش آموز خوبی نبود

دیشب دل دیوانه ی من داشت با من سر جنگی كه مپرس گفتم ای دل، به خدا می دهمت گوشمالی قشنگی كه مپرس دل من حرف به خرجش نرود شده دیوانه ی منگی كه مپرس! می كشد آه به قسمی كه مگو می كند گریه به رنگی كه مپرس

اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعوای پسرا نبود... عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هیچ كدوم نبودیم؟؟؟

میدونی سخت ترین روز چه روزیه ؟؟؟ روزی كه قلبهایی كه در كنار هم برای هم می تپیدن از هم جدا بشن .دلهایی كه محرم هم بودن محرم دل كس دیگری بشن



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:15 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

چشمون من ...


دنبال نگاه‌ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كم‌كم افول می‌كنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.
*برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش.
*عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن زیر باران نیست، عشق آن است كه یكی برای دیگری چتری شود، و او هیچوقت نداند كه چرا خیس نشده.
مردم این زمونه مثل گل انارند
از دور جلوه دارند از نزدیك بو ندارند

زمان! به من آموخت كه دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست...و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست....هیچ وقت دل به كسی نبند

دنیا را بد ساخته اند......... كسی را كه دوست داری،تورادوست نمی دارد. و كسـی كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما كسی كه تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند. و این رنج است. زندگی یعنی این....(دكترعلی شریعتی)

ای دل حریف این همه ماتم نمی شوی---بیچاره تر منم كه تو آدم نمیشوی----بار فراق دوست اگر بر سرت نهند---چون چوب خشك میشكنی خم نمی شوی---چون شمع سرگداخته ای در تعجبم--با ازدیاد شعله چرا كم نمیشوی---هر شب دعا كنم كه شوی سر به راه تر---آخر چرا اسیر دعایم نمی شوی؟--



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:14 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

دوست داشتن ...


ای كاش دوست داشتن را تجربه نمی كردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو كند دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد

همواره به خاطر بیاور دراوجی معین هرگز ابری وجود ندارد. اگر زندگیت ابری است به این دلیل است كه روحت آنقدر كه باید بالا نرفته است ..

بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنارش باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسید هیچ كس لیاقت اشك های تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشك های تو نمی شود

آدم از بی بصری بندگی آدم كرد................گوهری داشت ولی نذر قباد وجم كرد...... یعنی در خوی غلامی ز سگان پست تر است.........من ندیدم كه سگی پیش سگی سر خم كرد

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یك اندكی تسكین آن گفت تسكینش همه سوز و فناست

نقش كردم رخ زیبای تو بر خانه دل........خانه ویران شدوآن نقش به دیوار بماند

رمز زندگی كردن این است كه در بی امنیتی زندكی كنید. و البته در این گونه زندگی كردن تامین وجود ندارد. یك قطعه سنگ همواره امن است ویك گل همیشه در معرض خطر - ولی سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگی! ولی اگر طوفانی برخیزد گل می افتد وسنگ در جایش باقی می ماند


ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:06 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

دوست دارم ...


آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:04 ق.ظ مرتبط با | لینک | نظرات ]

آرامتر بگذر ...


 

ای مسافر !  ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ... و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...
بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو . مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان می آفریند... اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟! باران هنگام طوفان را که می بینی !  آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...
من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ... 
ای پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمی دانی ... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...
از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟




ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در پنجشنبه 12 آذر 1388 و ساعت 12:01 ق.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]

در قفس ...


من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید  ...

                                             قفسم برده به باغی و دلم شاد کند ... 

چه مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم...

 در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند (مردمی که صادقانه دروغ میگویند)

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی
یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن... خاطره پریدن با او کاری می کند که 
خودش را به اعماق دره ها پرت کند ...



ادامه مطلب
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
[ نویسنده : مهدی حسینی در چهارشنبه 11 آذر 1388 و ساعت 11:54 ب.ظ مرتبط با شعرهای عاشقانه | لینک | نظرات ]


تعداد کل صفحات : 18 1 2 3 4 5 6 7 ...

امار سایت

 
 


آمار
اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

مدیر سایت:

مهدی حسینی

لینکستان

بزرگترین مرکز دانلود
بهترین سریالهای دنیا
سینما کره
محصولات زناشویی

همه لینکها

/html>